المحقق الدواني
6
تهليليه ( فارسى )
فارس ، و « درياچهء پريشان » و كوههاى با مهابت و پر درخت آن حدود ، از مسافت دور ديده مىشد . در آن محل مرتفع ، دور از غوغاى اجتماع ، مدتها به مطالعه كتب علمى و فلسفى و كتاب هستى و درك رموز طبيعت كه جلوهگاه لا يزال آفريدگار جهان است ، پرداخت و با فراغت كامل سير انفس نمود و از اين راه بهرههاى كافى گرفت ، چنان كه مطالعه اين ريزه كاريها و لطافتهاى جهان آفرينش ، بعدها در رسائل فلسفى و كتب علمى و كلامى او منعكس گرديد ، و براى آيندگان به يادگار ماند . مؤلف « روضات الجنات » در اين باره مىنويسد : « بيشتر اشتغالات علمى جلال الدين در « دوان » بوده ، حتى براى مطالعه خويش در بالاى كوهى كه مشرف بر چمنزارهاى وسيع و سر سبز و مناظر دلفريب است ، منزلى عالى بنا كرد و آن مكان تا كنون باقى است و از دور ديده مىشود . » « 1 » در كتاب نفيس « پارسى نغز » نيز چنين نوشته است : « دوانى در آغاز زندگانى بر فراز كوهى بلند ، نزديكى « دوان » ، جايگاهى برگزيد كه در برابر ديدهء او چمنهاى زيبا و دشتهاى پرنگار كازرون گسترده شده ، و دورنمايى بسيار دلپذير دارد . در آنجا به تنهايى به خواندن و از بر كردن و ياد گرفتن و جستجوى رازهاى نهانى جهان مىپرداخت ، و دشواريهاى خود را به نيروى بررسى و انديشه ، آسان مىكرد . تا اين روزگار آن جايگاه به جا مانده و به « غار مولى جلال » نام بردار است . » « 2 » جلال الدين در همان اوايل جوانى به منظور تكميل معلومات خويش و ديدار دانشمندان و حكماى بزرگ به دار العلم شيراز آمد . در شيراز كه مانند امروز مركز فارس بود ، گروهى از حكما و علما در رشتههاى مختلف علمى به
--> ( 1 ) نقل از مفاخر اسلام ، ج 4 ، ص 409 و 410 ( 2 ) نقل از مفاخر اسلام ، ج 4 ، ص 410